بیـــــشتر از ســـــــکوت
More Than Skin...!
اطرافم... هیچ شده... و درونم پوچ...! نگاهم توخالی شده... و دستانم... خالی از مهر... به خود میگویم... مرا به یاد بیاور... اما او... خاطرات من بودن را در گوشه ی پیاده رو جا گذاشته است...! سکوت در چشمانم پر شده است...! سرما... سفیدی را بر پوستم نشانده است...! میخنـــــــــــــدم...! تو نمیدانی... تو نمیفهمی... تو هیچ وقت بر روی ابر ها ننشسته ای...! این منـــــــــــــــــم... در این دنیا...فقط من راز آن قایق به گل نشسته را میدانم...! ---------------------------- + All This Shit Dead & Gone...! + سرمو میکوبم به دیوار...!سرم درد میاد...!نمیدونم چی میخوام...!واقعا...من چی میخوام؟!! من... من... من... در دل من هیچ تویی نیست...! سکوت... مرا در خود فرو برده... و من باز در گوشه ی این ذهن خاک خورده... خلوت کرده ام...! و یکی یکی... لحظات تنهایی ام را میشمارم...! دلم آرام نمی گیرد...! ---------------------------------------------------- + without the mask....where will you hide...? Can find yourself...Lost in your lie...!! به آسمان بگو بر من ببارد...! جانم را در کف دستانم ارزانی کرده ام...! تا از میان انگشتانم بلغزد و بریزد... و آب باران...آن را با خود ببرد... ناخدا...ای ناخدای من...! اشک هایم را از من مگیر... غم هایم را از من مگیر...من نیاز دارم...نیاز دارم...! ناخدا...ای ناخدای من...! همچنان ایستاده ام...بر روی نیمکت های خاکی...! تو گفته بودی...! و من وفــــــــــــــــــــادار مـــــــــــــــــاندم...! اما... او عجیب برایم آشنا بود...! ------------------------- + تو همانی...من همانم...! هنوز تشنه ی محبتم...! + مرا بسوی خود فراخوان...!خواهم آمد...! فقط چند فصل باقی ست...! ... این فصل ها را... ثانیه ای... گذر خواهم کرد...! ------------------------------------------ + بند بند بدنم را...این درد...به درد می آورد...! + نیاز دارم...به همون چیزی که ازش فراری ام!



| Design By : Night Skin |


